نوشتههای برچسبخورده با ‘اصلاح طلب’
راز واهمه انحصار طلبان چپ و راست از اعلمی
راز واهمه انحصار طلبان چپ و راست از اعلمی
نوید محمدی
او در همان مجلس فارغ از باند بازی های رایج به نقد نارسائی های ناشی از عملکرد چپ و راست روی آورد و همین خصلت صادقانه و اصلاح طلبانه وی منشاء دلخوری بعضی از مدعیان اصلاح طلبی تازه به نان و نوا زسیده ای گردید که اصلاحات را تنها طعمه ای برای رسیدن به قدرت می پنداشتند و از همین رو خار را در چشم رقبا و هووهای سیاسی خود مشاهده می کردند اما تير را در چشم خود و دوستانشان نمي دیدند! لذا انتظار داشتند که اعلمی هم عملکرد نادرست اشخاص موسوم به اصلاح طلب را معیار اصلاحات بداند و از نقد عملکرد و رفتار نامناسب دوستان اصلاح طلب خود چشم پوشی کند.
لیکن اعلمی اصرار داشت که مطابق با خواسته های اصلاح طلبانه مردم و مستقل از منافع باندهای قدرت و بر پایه معیار های واقعی اصلاح طلبانه به نقد رفتارها و گفتارهای اشخاص بپردازد. اما گروهی از اصلاح طلبان تازه به قدرت رسیده انتقاد را تنها برای جبهه مخالف می خواستند و انتقاد به جبهه خودیها را به هیچوجه برنمی تابیدند .همین خودبینی ها و مستی های ناشی از پیروزیهای پیاپی بود که عمر اصلاح طلبان را کوتاه کرد و اصلاح طلبانی که همچون نیلوفری به سرعت مراحل رشد را طی کرده بودند با یک باد پاییزی فرو ریختند و تمام نهادها ،از مجلس و دولت گرفته تا شوراها را به جناح مخالف تقدیم کردند و در واقع این اصلاح طلبان بودند که بازی را باختند و نه قدرت وجایگاه اصولگرایان در میان مردم…
به هرتقدیر مجلس هفتم هم آغاز بکار کرد و اینبار اصلاح طلبان برخلاف مجلس پیشین به عنوان یک اقلیت کم تاثیر در این مجلس حضور یافتند. با این وصف این باز هم اعلمی بود که اقلیت را به تکاپو انداخته و یک تنه مجلس و اقتدارگرایان را به چالش فرا خواند.
اما این بار انحصارطلبان وابسته به طیف اصلاحات علی رغم نارضایتیهای خود نسبت به اعلمی که پیش از این به علت اصلی آن اشاره شد ،هر از چندگاهی اخبار مربوط به اعلمی و تلاشهای وی در مجلس را منعکس می کردند و حتی در پایان مجلس هفتم کارنامه عملکرد نمایندگان را منتشر نمودند ولی بنابه مصالحی که همان ذکر نام اعلمی بود ،عملکرد بطور کلی و بدون ذکر نام نمایندگان منتشر شد .
در همین برهه بود که اتفاقی جالب افتاد و نام اعلمی برای همیشه از رسانه های طیف موسوم به اصلاح طلبان حذف شد و آن زمانی بود که پایگاه خبری نواندیش که از رسانه های اصللاح طلبان می باشد ،در یک نظرسنجی از بازدیدکنندگان خود خواست تا از میان ده نماینده اصلاح طلب و اصولگرا نماینده ای را که مطلوبترین عملکرد را در مجلس هفتم داشته است انتخاب کنند ، اما نتیجه این نظرسنجی باب میل انحصارطلبان طیف وابسته به اصلاح طلبان نبود زیرا علی رغم بایکوت اعلمی توسط رسانه های هر دو جناح و عدم انتشار بسیاری از مصاحبه ها ،مواضع و نطق های وی در مجالس ششم و هفتم ،او در جامعه آماری نزدیک به 5000 نفره شرکت کننده در نظرسنجی نواندیش ،با اختلاف بسیار فاحشی به عنوان مطلوبترین نماینده مردم انتخاب گردید. وی در حالی 62 % آراء شرکت کنندگان در نظرسنجی را از آن خود نمود که به غیر از عماد افروغ که 15% آراء را کسب کرده بود ،سایر نمایندگان حتی نتوانستند نظر بیش از %5 خوانندگان را بخود جلب کنند!
(اینجا) با مشخص شدن نتایج این نظرسنجی برخلاف نظرسنجی های به عمل آمده در این سایت ،بدون آنکه روی نتایج بدست آمده تحلیلی ارائه شود از انتشار دست و پا شکسته اخبار و مقالات اعلمی در رسانه های اصلاح طلب از جمله نواندیش که پیش از آن با ولع خاصی اخبار او را منعکس می کرد ،هم جلوگیری به عمل آمد.استقبال چشمگیر حاضران در کنگره حزب اعتماد ملی که چند نفر از دوستان نویسنده نیز در آنجا حضور داشتند ،مزید برعلت شد و اخبار و مقالات و نوشته های اعلمی برای همیشه از صفحات روزنامه ها و پایگاه های خبری وابسته به انحصارطلبان موسوم به اصلاح طلب حذف گردید! زیرا اعلمی تهدیدی علیه آندسته از اصلاح طلبانی تلقی می شد که تنها بخشی از موضعگیری هایشان متفاوت با اقتدارگرایان بود ،در حالیکه عملا خود آنها نیز بخشی از اقتدارگرایان در قالبی متفاوت بودند .از همین رو حضور اعلمی در انتخابات هم نه تنها استقبال این گروه را به همراه نداشت بلکه تا حد امکان و به شیوه های مختلف تلاش می کنند تا او را بایکوت کرده و اگر بتوانند سعی می کنند که توسط ایادی چشم و گوش بسته خویش به هرنحو ممکن وی را در فضای مجازی تخریب نمایند، اما …
نگاهی به انتخابات آتی ریاست جمهوری /آیا سکوت به نفعمان هست ؟
اما چه چیزی باعث بی تفاوتی مردم شده است؟
طیف اصولگرا برنده انتخابات پیشین بوده و در صورت عدم تغییر نظر آراء خاموش جامعه پیروزی خود را تکرار خواهد کرد و اصلاح طلبان نیز با معرفی کاندیداهای فرسوده ،نه انگیزه و اشتیاقی برای مردم پدید آورده و نه باعث تحرک روشنفکران جامعه شده اند .بنده به عنوان یک شهروند با قطعی شدن اشخاص فوق الذکر هیچگونه تمایلی به شرکت در انتخابات ندارم . چرا که نه از وضع موجود رضایت دارم که به خاطر حفظ آن به پای صندوق رای بروم و نه امیدی به این اشخاص منتسب به اصلاح طلبان دارم . در واقع اعتقاد راسخی به سخن هانا آرنت دارم که انتخاب میان بد و بدتر را غیراخلاقی می داند . چرا که انتخاب بد در مقابل بدتر موجب مشروعیت دادن به بد خواهد بود و زبان ما را در مقابل مظالم وی کوتاه خواهد کرد. نمی دانم خانم آرنت این تئوری را از روی تجربه کشف کرده اند یا با هوش تیز خود آن را پیش بینی کرده اند. ولی اقلا جامعه ایرانی آن را بخوبی تجربه کرده است . پس اگر به مطلوب بودن یک کاندیدا یقین نداشته باشیم و به خاطر پیشگیری از انتخاب گزینه بدتر ب گزینه بد را انتخاب نمائیم ،همان به که آن را تقدیم اقتدارگرایان کنیم تا به انتخاب خود یکی از گزینه های پیش رو را انتخاب کنند .
آیا سکوت در چنین شرایطی به نفع ماست ؟
آیا تیک-تاک ساعتی را که در جازدن ما در مقابل پیشرفت جهان از جمله بیخ گوش خودمان از ترکیه و پاکستان گرفته تا عراق و افغانستان را می شنویم؟
روزگاری که همسایگان ما زیر چکمه های ارتش اداره می شدند ، ما برای آزادی و آزادگی و استقلال انقلاب کردیم و اکنون ایشان گامهای دموکراتیزه شدن را آغاز کرده اند و حتی همسایگانی که زحمت مبارزه برای آزادی را نکشیدند ،حالا به زوراسلحه هم که شده نیل به دموکراسی را به آرامی و قدم به قدم شروع می کنند و ما به مرحله ای می رسیم که رئیس جمهور مملکت می گوید: «مردم حالشان از کلمه دموکراسی به هم می خورد».(قضاوت اینکه مردم حالشان از کلمه دموکراسی به هم می خورد یا خود ایشان را به شما خوانندگان محترم واگذار می کنیم.)
ازطرف دیگر اگر در همسایگی امان ترکیه بدون نفت و با مواجهه با شورشیان کرد به یکی از قطبهای اقتصادی منطقه تبدیل می شود،ما فقط با نفت 150 دلاری تورم می آفرینیم.
ما با گذر زمان توقف کرده ایم . نه قدمی در تثبیت دموکراسی در کشور برداشته ایم ، نه به ایفای حقوق اقوم کشور پرداخته ایم و نه راهکاری برای رفع تبعیض جنسیتی کرده ایم.
آیا آنقدر خواهیم نشست که قیمی برای کشور پیدا شود و به ما امر کند که توسعه بیابید یا اینکه فضای کشور را برای جنگ و کشتارهای داخلی و یا انقلاب دیگر آماده می کنیم ؟
به هر حال هر آنچه که هست نزدیک ترین راه اصلاح مملکت رفرم در وضعیت فعلی است که قدمهای آن را باید از همین الآن برداریم و سکوت برای ما که معتقد بر معضلات فوق می باشیم روا نمی باشد. اگر فیلتری به نام رد صلاحیت است ، ما از یک ماه مانده به این فیلتر مجبور به محافظت از آن نیستیم و محافظت از آن را به طرفداران آن وا می گذاریم و غریو آزادی را باید از هم اکنون سردهیم که فردا دیر است .
اینکه فعلا کارمان به شورای نگهبان نکشیده ،دلیلی برای فراموشی آن نیست و باید روی گزینه های مطلوب و معقولی سرمایه گذاری کنیم که رد صلاحیت غیرقانونی آنها منتهی به پرداخت هزینه بیشتری برای شورای نگهبان شود.
یعنی فارغ از اینکه این ردصلاحیتها منطقی می باشد و یا مطابق اصول دموکراسی است، روی اشخاصی باید کار کنیم که صلاحیت آنها با اصول حقوقی جمهوری اسلامی منافاتی نداشته باشد.
مثلا وقتی شخصی را به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری مطرح می کنیم که سابقه حکم قضایی دارد طبیعی است که شورای نگهبان بدون کمترین دغدغه ای با استناد به پرونده محکومیت او صلاحیت وی را مردود اعلام خواهد کرد . طبعا حساسیت من به معرفی فردی که دلایل ردصلاحیت آن موجه باشد این نیست که با فیلترهای قانونی و غیرقانونی انتخابات ایران موافقم . حساسیت بنده به خاطر این است که اگر انتخابات به الاکلنگ چپ و راست تبدیل شود و یک تعداد مهره سنتی از طرفین در صحنه حاضر شوند و بعد از گذشت موعد مقرر چپ بالا بیاید و راست پایین و برعکس ،ما با استناد به کاندیدای مشروع و لیکن نامطلوب برای اقتدار گرایان ،با قاطعیت انتخابات را تحریم کنیم و با مانور روی یک شخص و آماده کردن افکار عمومی جهت کاندیداتوری ایشان و ردصلاحیت ایشان هزینه برای شورای نگهبان نیز مضاعف خواهد شد و در این صورت هم با ردصلاحیت ایشان پیروز خواهیم بود و هم با تایید صلاحیت او. چرا که با ردصلاحیت ایشان ،تحریم برای افکار عمومی معنادارتر خواهد بود و تایید صلاحت ایشان نیز موجب گام هایمان را یزای خیز برداشتن به سوی آرمانهایمان استوارتر خواهد ساخت.
اعلمی به عنوان یک گزینه مناسب
طبق آنچه در فوق ذکر شد و دلایلی که شرح خواهم داد ،گزینه اکبر اعلمی می تواند گزینه مطلوبی باشد . چرا که:
1-دو دوره نماینده مجلس بوده و حتی بیش از ظرفیتهای مجلس جمهوری اسلامی عملکرد قابل قبولی داشته است . ایشان در دفاع از حقوق بشر و حمایت از دگراندیشان ، شخصیتی تاریخی در کشور ایران داشته اند و از لحاظ آماری شاید برجسته ترین شخصیت پارلمانی ایران در این زمینه بوده اند.
2-وی تا حدی در جامعه شناخته شده است که در فضای فقدان رسانه های آزاد برای خود نعمتی محسوب می شود . وقتی از کاندیدای ریاست جمهوری صحبت می کنیم از شخصیتی صحبت می کنیم که باید آرای کل ایران از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب را جمع کند .
اعلمی حداقل در آذربایجان بطور کامل شناخته شده است و اگر همه ما به مانور روی او بپردازیم با پیش زمینه ای قابل توجهی که در سایر نقاط ایران نیز دارا هستند ،جهت شناساندن ایشان به اقشار جامعه با مشکل جدی مواجه نخواهیم نشد.
3-یکی از شاخصه های مهم اعلمی شجاعت وی هست . او در مجلس این مسئله را به اثبات رسانده است . او در مجلس همان اندازه سنگ برداشت که بزند و سنگی برنداشت که نشان از نزدن باشد.او گاهی سنگهای وزینی را برداشت و با زدن آنها شجاعت خود را به اثبات رساند و برخلاف عمده رجل سیاسی ایران هیچگاه وام دار منابع قدرتی نشد که به خاطر واهمه از ایشان، خود را مؤظف به سکوت بداند.
4-او خود به صحنه آمده است و قول داده که تا آخر در صحنه بماند . حمایت قاطع از وی طبیعتا جدیت ایشان را بیشتر خواهد کرد . او وقتی احساس نموده که توانایی حضور در صحنه را دارد با قاطعیت در صحنه حاضر شد و نیازی به استخاره این و آن ندید!
5-او دو دوره از فیلتر شورای نگهبان گذشته و اگرچه در دور گذشته به خاطر رد صلاحیت از ادامه حضور بازماند ولی فیلتر شدن ایشان در حالی صورت گرفت که موافقان و طرفداران وی سکوت کردند و مخالفان آن تا آخرین لحظه فشار آوردند و رایزنی کردند.
6-اگر اینبار فشارهای مدنی موافقان اعلمی بیشتر شود تغییر معادلات محتمل است .
گرچه وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم در سالهای اخیر افول چشمگیری دارد ولی طبق نظر کارشناسان،هنوز دامنه بحران اقتصادی جهان به ایران نرسیده و یک فشار جدی در این وانفسا ،وضعیت مردم را به حالت غیرقابل تحملی تبدیل خواهد کرد.اقتصاد کشور در سالهای اخیر به حد بسیار بدی رسیده و یک شوک در اینچنین وضعیتی می تواند ،باعث آسیبهای جبران ناپذیری شود و در چنین شرایطی است که روشنفکران جامعه به مؤلفه اقتصادی به عنوان یکی از مؤلفه های مهم نگاهی ویژه به خصوص در این شرایط خاص داشته باشند .اعلمی هم به خاطر تجربه و هم به خاطر تحصیلات عالی در رشته اقتصاد، می تواند جوابگوی این بحران باشد و کشور را از یک تهدید بزرگ برهاند.
7-او رویکردی ملی دارد و منافع ملی را هم بخوبی می شناسد . او همواره در مجلس از منافع ملی دفاع نموده و اتفاقا همین موارد جو رسانه ای مناسبتری نسبت به سایر اعمال اعلمی داشته است.از طرفی به خاطر حضور در کمیسیون امنیت ملی و حضور در پارلمانهای دوستی کشورهای اروپائی و آسیائی آنهم به عنوان نقش اول باعث شناخت خوب وی از معادلات بین المللی شده است .
در روابط بین الملل نیز از شخصیت وی بی اطلاع نیستند و شاید شناخته ترین نماینده پارلمانی ایران می باشد و بیخود نیست که سازمان معتبر KDUN ،مؤسسه ای که در حد بین المللی رایزنی می کند ،سخنان وی را به عنوان مصداق وجودی خود انتخاب می کند و عملا نماینده ایران در این مجموعه محسوب می شود . گفتنی است که جمعی از مقامات اول اروپایی و روشنفکران برجسته جهان همردیف با اعلمی در لیست این سازمان قرار گرفته اند
کریم هاشمی پور
