نوشتههای برچسبخورده با ‘انتخابات’
تخریب های ناشیانه در بازی های انتخاباتی!؟
از روزیکه نامزدی خود را برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرده ام ،آندسته از انحصار طلبان که همه چیز را برای خود می خواهند و رونق حجره های سیاسی خویش را در گرو انحصاری شدن بازار سیاست و اندیشه و عدم طرح عرضه افکار و ایده های نو از سوی عرضه کنندگان کالاهای فکری جدید می دانند ،علاوه بر اینکه صدا و سیمای جمهوری اسلامی و رسانه های داخلی و خارجی وابسته به نهادهای قدرت و طیف های سیاسی انحصار طلب مطلقا مانع از انتشار اخبار مربوط به بنده و اعلام حضورم در میدان رقابت ها می شوند ،ایادی مراکز قدرت و بعضی از کاندیداها و چشم و گوش بسته گان وابسته به بعضی از محافل و جریانات سیاسی که به روش های پوپولیستی پیوسته مردم را فریب داده و گاهی ناتوانترین افراد باند خود را بنام اصلاح طلب ترین فرد به جامعه تحمیل می کنند ، به منظور مشوّه ساختن افکار عمومی مبادرت به پخش و انتشار مطالب بی اساس و متناقض و بعضا کودکانه می نمایند که از این میان می توان به موارد زیر اشاره کرد؛
«اعلمی از وزن سیاسی و اجتماعی لازم برخوردار نیست». «اعلمی را کسی نمی شناسد» ،»حاکمیت از اعلمی خواسته است کاندیدا شود تا رای اصلاح طلبان شکسته شود» ،»اعلمی خود می داند که رد صلاحیت خواهد شد ،بنابراین تنها برای کسب شهرت کاندیدا شده است» ،»حاکمیت از اعلمی خواسته است کاندیدا شود تا سطح مشارکت آذربایجان و مناطق ترک زبان را در انتخابات ریاست جمهوری افزایش دهد» ،»اعلمی رد صلاحیت شد» ،»اعلمی بنفع …کناره گیری کرد» ،»اعلمی به …پیام فرستاده است که …» و …!!
در همین رابطه ،مطالبی هم در فضای مجازی منتشر گردید تا بکمک آن بنده را به مخاطبین خود اپورتونیست و یا پوپولیست معرفی نمایندکه به دو نمونه از آنها اشاره می شود؛
«اکبر اعلمی، اووجو آچیلمیش پوپولیست و اوپورتونیست یا گؤرولی مامور؟»
» فرصت طلبان انتخاباتي و آقایان فرمایشی!!»
در شرایطی که کاندیداهای باب میل هیات حاکمه از همه امکانات رسانه ای و تریبون های داخل و خارج از کشور برای تبلیغ خود برخوردارند و با وجود اینکه بنده صرفا بخاطر حفظ استقلال و دفاع از مردم و انجام وظایف نمایندگی ام و گردن کج نکردن در برابر صاحبان قدرت ،از سوی ارکان قدرت کاملا منزوی گشته و فاقد کوچکترین تریبون می باشم و وانمود می شود که حقیر فرد گمنام و ناشناخته ای هستم و از وزن اجتماعی و سیاسی لازم هم برخوردار نمی باشم ،با این وصف تحرکات و هجمه علیه بنده در خارج از کشور هم به شیوه ای دیگری ادامه می یابد که در زیر به یک نمونه از آنها اشاره می شود:
«ترکی:
بیرلشمیش کمونیست فدائی لرین آذربایجان کمیته سینین اتاقیندا گچیلن پروگراملار
مؤضوع : اعلمینین فریلتاغینا آللان میون (جمهورباشکانی «انتخابات» اینا گوره
دانیشان:کوراغلو
زامان: سه شنبه 7آپریل
ساعت : آورپا وقتیله 20.00
آدرسیمیز: Middle East /Iran / azerbaycan komunist fedayele
اودا گورولی لرین ایرتیباط ای میلی:
فارسی:
در اتاق کمیته آذربایجان سازمان اتحاد فدائیان کمونیست
موضوع : فریب ادعاهای دروغین اعلمی را نخورید (راجع به «انتخابات» ریاست جمهوری)
سخنران :کوراوغلو
زمان سه شنبه 7آپریل
ساعت شروع : 20.00 به وقت اروپای مرکزی
آدرس: Middle East /Iran / azerbaycan komunist fedayeleri«
افزون براین اخیرا نیز از سوی بعضی از مراکز قدرت تلاش هائی صورت گرفت تا بنده را به انصراف از نامزدی درانتخابات ریاست جمهوری مجاب نمایند ،لیکن با توجه به اصرار حقیر برای ادامه حضور ،بلافاصله مقاله ای در فضای مجازی منتشر گردید که چندین وبلاگ از جمله بعضی از وبلاگ های حامی یکی از کاندیداها هم آنرا منتشر ساخت. از اینرو برای مزاح و سرگرمی کاربران عزیز این مقاله عینا درج می شود:
«حمایت از اعلمی: توطئه یا اشتباه- چنگیز قاراخانلی
چهارشنبه ۱۹ فروردين ۱٣٨٨ - ٨ آوريل ۲۰۰۹
1- رژیم حاکم بر ایران یک رژیم توتالیتر بوده و بااستفاده از ابزارهایی همچون ولایت فقیه، شورای نگهبان ، قوه قضائیه ، صدا و سیما ، نیروهای مسلح حاکمیت استبدادی خود را تا به حال حفظ کرده است.
2- برخی از افراد متوجه اشتباهات رژیم در زمینه های سیاسی ،فرهنگی و اقتصادی شده و در صدد اصلاح سیاستهای گذشته برآمدند و نام اصلاح طلب به خود دادند.این گروه که در انتخابات ریاست جمهوری سال 76 به قدرت دست یافتند سعی کردند در زمینه های مختلف دست به اصلاح بزنند که پس از گذشت 5 سال نتیجه ای حاصل نشد و رژیم نیز متوجه شد که اصلاحات رژیم را به سمت فروپاشی خواهد برد و بدین ترتیب با خارج شدن نام احمدی نژاد از صندوقهای انتخاباتی در سال 84 اصلاحات خاتمه یافت و معلوم شد که رژیم توتالیتر جمهوری اسلامی ظرفیت هیچگونه اصلاحی را ندارد.
3- حرکت ملی آذربایجان نه تنها هیچگاه نتوانسته حقوق خود را ازرژیم توتالیتر جمهوری اسلامی دریافت کند بلکه حقانیت مطالبه این حقوق نیز از طرف رژیم هیچگاه مورد قبول قرار نگرفته چه در دوره سازندگی رفسنجانی ، چه در دوره اصلاحات خاتمی و چه در دوره عدالت اسلامی و مهرورزی احمدی نژاد.
4- اعلمی در دومین دوره ای که به مجلس راه یافت بسیاری از اصلاح طلبان رد صلاحیت شدند ولی او برای دومین بار از فیلتر شورای نگهبان عبور کرده و در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس فعالیت خود را از سر گرفت.
5- بدیهی است که شخصی را به عضویت کمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجی مجلس می پذیرند که قابل اعتماد برای نظام باشد. کاملا منطقی است که کسی را که کمترین شبهه ای در صداقت او نسبت به این نظام توتالیتر وجود داشته باشد رژیم در سیاست گذاریهای خود در زمینه امنیت ملی و سیاست خارجی نظرات چنین فردی را دخالت نخواهد داد.
6- در طی سالهایی که اعلمی در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی عضو بوده است حمایت از ارمنستان و تضیف آذربایجان همچون گذشته و حال در راس سیاستهای رژیم قرار داشته است.
7- اعلمی در معدود مواردی که به مسائل آذربایجان پرداخته است سعی در تحریف حرکت داشته و تلاش کرده اشت حرکت ملی آذربایجان را به سطح یک حرکت اعتراضی-اجتماعی تنزل دهد و آن را در قالب هویت ایرانی معرفی کند . منجمله در سخنرانی مجلس در خرداد 85 و در سخنرانی در قلعه بابک . (متاسفانه بعضی ها با ساده لوحی باور نکردنی این سخنرانی ها را حمایت از آربایجان قلمداد می کنند.
8- در حوادث خرداد 85 که فعالان حرکت ملی در شهر تهران مقابل مجلس تجمع کرده بودند شایع شد که اعلمی به هندوستان رفته است ( در حالی که از این حرکت اعتراضی باخبر بود.)بعدا مشخص شد که اعلمی در محضر مقام معظم رهبری بوده است. این مورد به تنهایی نشان دهنده این امر است که اعلمی در درجه نخست وفادار به رزیم جمهوری اسلامی است و در لحظات بحرانی در صف شوونیستها قرار خواهد گرفت.
9- اعلمی چنانکه در بیانیه انتخاباتی خود نیزبیان کرده است، معتقد و وفادار به قانون تبعیض آمیز جمهوری اسلامی ایران است.نه تنها در طی 8 سال حضور در مجلس کوچکترین تلاشی در جهت رفع این تبعیضات در قانون اساسی انجام نداده است، بلکه به بحث گذاشتن اجرا یا عدم اجرای اصل 15 را که در سال 1358 تصویب شده است، لطفی در حق ملت حساب می کند!
10- ملت آذربایجان، اعلمی و صفی را که در آن قرار دارد می شناسد.به همین خاطر رد صلاحیت اعلمی را بازیی بیش ندانسته و هیچ گونه حرکت اعتراضی نسبت به آن انجام نداد.در حالی که در موارد بسیاری، زمانی که حق کاندیدایی ذایل شده حرکتهای اعتراضی از سوی مردم صورت گرفته است.
11- در میان فعالان حرکت ملی نیز، به جز تعداد معدودی منتسب به تشکلهای دانشجویی «آرمان» و «توپلوم» ماهیت اعلمی بر همگان مشخص است.این افراد دانسته یا نادانسته در دام حیله های انتخاباتی و پوپولیستی اعلمی افتاده و برای قانع کردن سایر فعالان حرکت در حمایت از اعلمی تلاش کردند. اما به دنبال تلاشهای بسیار و عدم موفقیت در همراه نمودن سایر فعالان با خود، با یک بیانیه احساساتی به اسم «آرمان» سعی در بر انگیختن احساسات ملت آذربایجان نمودند. البته برای ملت آذربایجان نه شعارهای احساساتی بلکه کارنامه اعمال لازم است.
12- افرادی از حرکت ملی آذربایجان اعلمی را صادق پنداشته اند و مدعی اند او کارهای بسیاری برای برای حرکت ملی انجام داده است.در حالی که کارهای بسیاری می توانست انجام دهد که نداده است و کارهایی را که در ظاهر به نفع حرکت انجام داده است، در اصل به زیان حرکت و بیشتر در جهت کنترل و انحراف حرکت بوده اند.
13- افرادی اعلمی را فردی از درون رژیم میدانند ولی بر این تصورند که میتوان به صورت مشروت از اعلمی حمایت کرد و اعلمی را به عنوان کاندیدای حرکت ملی معرفی کرد. آنها پیش بینی می کنند که صلاحیت اعلمی رد خواهد شد و با این رد صلاحیت رژیم ثابت خواهد کرد که شرکت کاندیدای حرکت ملی را تحمل نمی کند و بدین ترتیب عدم وجود دموکراسی در ایران و ممانعت از حضور ملل غیر فارس در سیستم اثبات خواهد شد، چنین شرایطی بهانه را برای تحریم محیا می کند. این افراد باید بدانند که دلایل بسیار مهمتری از رد صلاحیت اعلمی جهت بایکوت انتخابات وجود دارد. نکته دیگر اینکه ممکن است صلاحیت اعلمی تأیید شود و همانطوریکه خودش نیز گفته است به بهانه جلب آراء همه مردم ایران مطالبات آذربایجان را نیز مطرح نکند و نتیجه حاصله برای آذربایجان حمایت از کاندیدای ضعیف باشد. این امر خواسته اساسی رژیم می باشد. هم ملت آذربایجان به صحنه انتخابات آمده و هم هیچ نتیجه ای نگرفته است.
14- بعضی دوستان به قدرت رسیدن اصلاح طلبان را برای حرکت ملی مطلوب می دانند، زیرا امیدوارند که در این صورت فضای باز سیاسی ایجاد خواهد شد. به فرض درست بودن چنین نظری باز این افراد با حمایت از اعلمی نقض غرض می کنند زیرا در این صورت آنچه که رخ خواهد داد پخش شدن آراء اصلاح طلبان و شکست آنهاست.
15- در صورت رد صلاحیت اعلمی وجهه ای که رژیم با رد صلاحیت بر او ساخته است در بین فعالان حرکت بیش از پیش تقویت می شود و زمینه برای سوء استفاده و انحراف حرکت در لحظات بحرانی فراهم می شود.بدین ترتیب معرفی اعلمی به عنوان کاندیدای حرکت ملی آذربایجان توطئه ای از جانب رژیم است و حمایت از اعلمی اشتباهی تاکتیکی در جهت پیاده شدن این توطئه می باشد.»
نتیجه: یکی از دوستان در جمعی می گفت که اگر اعلمی از وزن اجتماعی لازم برخوردار نیست ،پس چرا بعضی ها از جمله برخی از عوامل نفوذی دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی موازی که با نام فعال آذربایجانی و یا اصلاح طلب و عناوین دیگر مقاله های سرتاسر کذب و متناقض و ساده لوحانه ای از این دست می نویسند ،این چنین بوحشت افتاده اند و چرا بعضی از اشخاص سیاسی حتی از ذکر نام او هم در محافل و رسانه هایشان خودداری می ورزند و اساسا چرا برای تخریب وی به این قبیل تحرکات کودکانه و ابتدائی متوسل می شوند!؟
دوستان فراموش نکنند که اعلمی حداقل 35 سال در میدان سیاست بوده و به عنوان منتخب مردم، 8 سال در کمیسیون امنیت ملی مجلس حضور داشته و با شیوه های جنگ روانی و همه ترفندهای بعضی از دستگاه های رسمی از جمله عملکرد آنتن ها و عوامل نفوذی آنان در تشکلّ ها و گروههای مختلف اجتماعی و سیاسی آشناست. این قبیل تشبّثات سراسر دروغ آنقدر نخ نما و تکراری شده است که ارزش پاسخگوئی هم ندارد! بنابراین توصیه می کنم که به روش های دیگری متوسل شوند و سخن نو آورند که سخن نو را حلاوتی دیگر است!
نگاهی به انتخابات آتی ریاست جمهوری /آیا سکوت به نفعمان هست ؟
اما چه چیزی باعث بی تفاوتی مردم شده است؟
طیف اصولگرا برنده انتخابات پیشین بوده و در صورت عدم تغییر نظر آراء خاموش جامعه پیروزی خود را تکرار خواهد کرد و اصلاح طلبان نیز با معرفی کاندیداهای فرسوده ،نه انگیزه و اشتیاقی برای مردم پدید آورده و نه باعث تحرک روشنفکران جامعه شده اند .بنده به عنوان یک شهروند با قطعی شدن اشخاص فوق الذکر هیچگونه تمایلی به شرکت در انتخابات ندارم . چرا که نه از وضع موجود رضایت دارم که به خاطر حفظ آن به پای صندوق رای بروم و نه امیدی به این اشخاص منتسب به اصلاح طلبان دارم . در واقع اعتقاد راسخی به سخن هانا آرنت دارم که انتخاب میان بد و بدتر را غیراخلاقی می داند . چرا که انتخاب بد در مقابل بدتر موجب مشروعیت دادن به بد خواهد بود و زبان ما را در مقابل مظالم وی کوتاه خواهد کرد. نمی دانم خانم آرنت این تئوری را از روی تجربه کشف کرده اند یا با هوش تیز خود آن را پیش بینی کرده اند. ولی اقلا جامعه ایرانی آن را بخوبی تجربه کرده است . پس اگر به مطلوب بودن یک کاندیدا یقین نداشته باشیم و به خاطر پیشگیری از انتخاب گزینه بدتر ب گزینه بد را انتخاب نمائیم ،همان به که آن را تقدیم اقتدارگرایان کنیم تا به انتخاب خود یکی از گزینه های پیش رو را انتخاب کنند .
آیا سکوت در چنین شرایطی به نفع ماست ؟
آیا تیک-تاک ساعتی را که در جازدن ما در مقابل پیشرفت جهان از جمله بیخ گوش خودمان از ترکیه و پاکستان گرفته تا عراق و افغانستان را می شنویم؟
روزگاری که همسایگان ما زیر چکمه های ارتش اداره می شدند ، ما برای آزادی و آزادگی و استقلال انقلاب کردیم و اکنون ایشان گامهای دموکراتیزه شدن را آغاز کرده اند و حتی همسایگانی که زحمت مبارزه برای آزادی را نکشیدند ،حالا به زوراسلحه هم که شده نیل به دموکراسی را به آرامی و قدم به قدم شروع می کنند و ما به مرحله ای می رسیم که رئیس جمهور مملکت می گوید: «مردم حالشان از کلمه دموکراسی به هم می خورد».(قضاوت اینکه مردم حالشان از کلمه دموکراسی به هم می خورد یا خود ایشان را به شما خوانندگان محترم واگذار می کنیم.)
ازطرف دیگر اگر در همسایگی امان ترکیه بدون نفت و با مواجهه با شورشیان کرد به یکی از قطبهای اقتصادی منطقه تبدیل می شود،ما فقط با نفت 150 دلاری تورم می آفرینیم.
ما با گذر زمان توقف کرده ایم . نه قدمی در تثبیت دموکراسی در کشور برداشته ایم ، نه به ایفای حقوق اقوم کشور پرداخته ایم و نه راهکاری برای رفع تبعیض جنسیتی کرده ایم.
آیا آنقدر خواهیم نشست که قیمی برای کشور پیدا شود و به ما امر کند که توسعه بیابید یا اینکه فضای کشور را برای جنگ و کشتارهای داخلی و یا انقلاب دیگر آماده می کنیم ؟
به هر حال هر آنچه که هست نزدیک ترین راه اصلاح مملکت رفرم در وضعیت فعلی است که قدمهای آن را باید از همین الآن برداریم و سکوت برای ما که معتقد بر معضلات فوق می باشیم روا نمی باشد. اگر فیلتری به نام رد صلاحیت است ، ما از یک ماه مانده به این فیلتر مجبور به محافظت از آن نیستیم و محافظت از آن را به طرفداران آن وا می گذاریم و غریو آزادی را باید از هم اکنون سردهیم که فردا دیر است .
اینکه فعلا کارمان به شورای نگهبان نکشیده ،دلیلی برای فراموشی آن نیست و باید روی گزینه های مطلوب و معقولی سرمایه گذاری کنیم که رد صلاحیت غیرقانونی آنها منتهی به پرداخت هزینه بیشتری برای شورای نگهبان شود.
یعنی فارغ از اینکه این ردصلاحیتها منطقی می باشد و یا مطابق اصول دموکراسی است، روی اشخاصی باید کار کنیم که صلاحیت آنها با اصول حقوقی جمهوری اسلامی منافاتی نداشته باشد.
مثلا وقتی شخصی را به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری مطرح می کنیم که سابقه حکم قضایی دارد طبیعی است که شورای نگهبان بدون کمترین دغدغه ای با استناد به پرونده محکومیت او صلاحیت وی را مردود اعلام خواهد کرد . طبعا حساسیت من به معرفی فردی که دلایل ردصلاحیت آن موجه باشد این نیست که با فیلترهای قانونی و غیرقانونی انتخابات ایران موافقم . حساسیت بنده به خاطر این است که اگر انتخابات به الاکلنگ چپ و راست تبدیل شود و یک تعداد مهره سنتی از طرفین در صحنه حاضر شوند و بعد از گذشت موعد مقرر چپ بالا بیاید و راست پایین و برعکس ،ما با استناد به کاندیدای مشروع و لیکن نامطلوب برای اقتدار گرایان ،با قاطعیت انتخابات را تحریم کنیم و با مانور روی یک شخص و آماده کردن افکار عمومی جهت کاندیداتوری ایشان و ردصلاحیت ایشان هزینه برای شورای نگهبان نیز مضاعف خواهد شد و در این صورت هم با ردصلاحیت ایشان پیروز خواهیم بود و هم با تایید صلاحیت او. چرا که با ردصلاحیت ایشان ،تحریم برای افکار عمومی معنادارتر خواهد بود و تایید صلاحت ایشان نیز موجب گام هایمان را یزای خیز برداشتن به سوی آرمانهایمان استوارتر خواهد ساخت.
اعلمی به عنوان یک گزینه مناسب
طبق آنچه در فوق ذکر شد و دلایلی که شرح خواهم داد ،گزینه اکبر اعلمی می تواند گزینه مطلوبی باشد . چرا که:
1-دو دوره نماینده مجلس بوده و حتی بیش از ظرفیتهای مجلس جمهوری اسلامی عملکرد قابل قبولی داشته است . ایشان در دفاع از حقوق بشر و حمایت از دگراندیشان ، شخصیتی تاریخی در کشور ایران داشته اند و از لحاظ آماری شاید برجسته ترین شخصیت پارلمانی ایران در این زمینه بوده اند.
2-وی تا حدی در جامعه شناخته شده است که در فضای فقدان رسانه های آزاد برای خود نعمتی محسوب می شود . وقتی از کاندیدای ریاست جمهوری صحبت می کنیم از شخصیتی صحبت می کنیم که باید آرای کل ایران از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب را جمع کند .
اعلمی حداقل در آذربایجان بطور کامل شناخته شده است و اگر همه ما به مانور روی او بپردازیم با پیش زمینه ای قابل توجهی که در سایر نقاط ایران نیز دارا هستند ،جهت شناساندن ایشان به اقشار جامعه با مشکل جدی مواجه نخواهیم نشد.
3-یکی از شاخصه های مهم اعلمی شجاعت وی هست . او در مجلس این مسئله را به اثبات رسانده است . او در مجلس همان اندازه سنگ برداشت که بزند و سنگی برنداشت که نشان از نزدن باشد.او گاهی سنگهای وزینی را برداشت و با زدن آنها شجاعت خود را به اثبات رساند و برخلاف عمده رجل سیاسی ایران هیچگاه وام دار منابع قدرتی نشد که به خاطر واهمه از ایشان، خود را مؤظف به سکوت بداند.
4-او خود به صحنه آمده است و قول داده که تا آخر در صحنه بماند . حمایت قاطع از وی طبیعتا جدیت ایشان را بیشتر خواهد کرد . او وقتی احساس نموده که توانایی حضور در صحنه را دارد با قاطعیت در صحنه حاضر شد و نیازی به استخاره این و آن ندید!
5-او دو دوره از فیلتر شورای نگهبان گذشته و اگرچه در دور گذشته به خاطر رد صلاحیت از ادامه حضور بازماند ولی فیلتر شدن ایشان در حالی صورت گرفت که موافقان و طرفداران وی سکوت کردند و مخالفان آن تا آخرین لحظه فشار آوردند و رایزنی کردند.
6-اگر اینبار فشارهای مدنی موافقان اعلمی بیشتر شود تغییر معادلات محتمل است .
گرچه وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم در سالهای اخیر افول چشمگیری دارد ولی طبق نظر کارشناسان،هنوز دامنه بحران اقتصادی جهان به ایران نرسیده و یک فشار جدی در این وانفسا ،وضعیت مردم را به حالت غیرقابل تحملی تبدیل خواهد کرد.اقتصاد کشور در سالهای اخیر به حد بسیار بدی رسیده و یک شوک در اینچنین وضعیتی می تواند ،باعث آسیبهای جبران ناپذیری شود و در چنین شرایطی است که روشنفکران جامعه به مؤلفه اقتصادی به عنوان یکی از مؤلفه های مهم نگاهی ویژه به خصوص در این شرایط خاص داشته باشند .اعلمی هم به خاطر تجربه و هم به خاطر تحصیلات عالی در رشته اقتصاد، می تواند جوابگوی این بحران باشد و کشور را از یک تهدید بزرگ برهاند.
7-او رویکردی ملی دارد و منافع ملی را هم بخوبی می شناسد . او همواره در مجلس از منافع ملی دفاع نموده و اتفاقا همین موارد جو رسانه ای مناسبتری نسبت به سایر اعمال اعلمی داشته است.از طرفی به خاطر حضور در کمیسیون امنیت ملی و حضور در پارلمانهای دوستی کشورهای اروپائی و آسیائی آنهم به عنوان نقش اول باعث شناخت خوب وی از معادلات بین المللی شده است .
در روابط بین الملل نیز از شخصیت وی بی اطلاع نیستند و شاید شناخته ترین نماینده پارلمانی ایران می باشد و بیخود نیست که سازمان معتبر KDUN ،مؤسسه ای که در حد بین المللی رایزنی می کند ،سخنان وی را به عنوان مصداق وجودی خود انتخاب می کند و عملا نماینده ایران در این مجموعه محسوب می شود . گفتنی است که جمعی از مقامات اول اروپایی و روشنفکران برجسته جهان همردیف با اعلمی در لیست این سازمان قرار گرفته اند
کریم هاشمی پور
بیانیه اعلام نامزدی اکبر اعلمی در دهمین انتخابات ریاست جمهوری
در جمع خبرنگاران رسانه های مختلف ایراد شد:
بیانیه اعلام نامزدی اکبر اعلمی در دهمین انتخابات ریاست جمهوری
« ان الله يأمركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها »
در سال 1357 انقلابی در ایران بوقوع پیوست تا با ریشه کن کردن اختناق و استبداد و میوه نامشروع آن یعنی قدرت مطلقه ،شهد آزادی و جمهوریت را به کام مردم بچشاند و به مدد معنویت و ارزش های اسلامی ،عزّت و کرامت انسانی را که به حاشیه رانده شده بود وارد متن نماید و بدینوسیله امکان و زمینه حاکمیت انسان بر سرنوشت سیاسی و اجتماعی خود را فراهم سازد. اکنون سه دهه از انقلاب می گذرد و ما تنها شاهد فربه تر شدن قدرت و انتقال آن از یک طبقه به طبقه دیگریم بدون آنکه عملا در ساختار و شیوه توزیع قدرت و نظارت بر آن تغییر بنیادی حاصل شده باشد. لذا به موازات تمرکز هرچه بیشتر قدرت غیر پاسخگو و فربه تر شدن آن ،میل به مرید پروری وسرسپرده کردن مردم و برخورد قهری با هرگونه منتقد و معترض برخی از قدرتها در حال افزایش است که نتیجه آن از یکسو نهادینه شدن فرهنگ تملق و چاپلوسی بصورت سلوک و رفتار ایرانی ،بازتولید ناهنجاری ها و فساد در اشکال مختلف آن ، عمیقتر شدن شکاف طبقاتی ،توسعه و ترویج خرافه پرستی و تحمیق مردم ،دخالت در حوزه دین و اندیشه و استفاده ابزاری از مذهب و باورهای دینی برای توجیه و تحکیم قدرت ،تحدید حقوق اجتماعی و شهروندی و حقوق بشر به شیوه های گوناگون و به چالش کشیدن حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود با توسل به بدعتی بنام نظارت استصوابی و منزوی ساختن نخبگان جامعه و فرزندان اصلی و وفاداران به آرمان های اصیل انقلاب ،میلیتاریزه کردن کشور و جیره بندی جمهوریت و آزادی در وجوه مختلف آن به عنوان دو رکن اصلی دستاوردهای انقلاب آنهم به بهانه دفاع از نظام و جلوگیری از به مخاطره افتادن امنیت ملی و اشتیاق هرچه بیشتر برای انجام ماجراجوئی های مخلّ امنیت وازدیگرسو دایه مهربانتر از مادر شدن برای دیگران در حالیکه چنین دغدغه ای برای تامین رضایت میلیون ها تن از هموطنان داخل و خارج از کشور وجود ندارد، با گسترش نارضایتی ها دربرخی عرصه ها در داخل کشور و کاهش اعتبار و منزلت ملت ایران در خارج از مرزهای کشورمان مواجه می باشیم که برآیند این همه معطوف به درجا زدن در مرحله امنیت ،تضییع سرمایه های ملی ،تبدیل فرصت ها به تهدیدات و ناامید کردن ملت از انجام هرگونه اصلاحات است.
گرچه در سال 1376 تب اصلاحات با هدف تغییر و استیفاء حقوق ملت ،سراسر ايران را شعله ور ساخته و به هیات حاکمه نیز این فرصت را داد تا با تن دادن به پاره ای از اصلاحات ساختاری و روبنائی مانوس با آرمانهای موعود انقلاب ،مردم و بویژه طیف خاموش جامعه را دوباره با نظام حاکم آشتی داده و امید و نشاط را بر جامعه حاکم سازد، لیکن کارشکنی و مقاومت قدرت های خودکامه و ناکارآمدی و عدم کفایت دولت موسوم به اصلاحات و فرصت سوزی هائی که صورت گرفت و خصوصا مصادره شدن خیزش مدنی و اصلاح طلبانه مردم بنام یک جریان زیاده خواه و میراث خوار ، این بار نیز مانند مشروطه حرکت اصلاح طلبانه زمین گیر شده و برای چندمین بارمردم ایران را در کام گرفتن از یک فرصت تاریخی محروم ساخت. با این وصف ملت ایران برای تعیین مسیر سرنوشت خود و تغییر وضع نامطلوب به وضع مطلوب ،همچنان تشنه فروریختن مرزهای غیر قانونی قدرت های متمرکز و غیر قابل نظارت می باشد.
البته قانون اساسی موجود ،تغییرات اساسی در ساختار قدرت را بر نمی تابد اما در همین قانون منافذ و مجاری و ظرفیت هائی برای اصلاح امور وجود دارد که در صورت شناخت و بهره گیری مناسب از آن با حداقل امکانات نیز می توان تغییرات حداکثری را برای تامین رضایتمندی مردم ایجاد نمود. لیکن اصلاح امور در وهله نخست مستلزم آگاهی از واقعیت های ساختار قدرت و توزیع نامتعادل آن و شناخت مجاری و ظرفیت های قانونی مورد اشاره می باشد.
وانگهی اعتماد به خود و راهی که در پیش روست نخستین شرط پذیرفتن مسئولیت ها و تغییرات بزرگ است. قهرا مردان کوچک و مرعوب هرگز نمی توانند بانی و معمار تغییرات بزرگ باشند. تاریخ نشان داده است که تغییرات بزرگ به مردان بزرگ با عزم و اراده پولادین نیازمند است.
بزرگترین تفاوت مردان بزرگ با کوچک مردان در این است که مردان کوچک به مظلوم نمائی روی می آورند و مردان بزرگ در برابر ظالم می ایستند و حق مظلوم را مطالبه می کنند.
مردان بزرگ اراده می کنند و مردان کوچک تنها به آرزو کردن اکتفا می نمایند، مردان بزرگ چون دیگران بر زمین میافتند اما با تکیه بر عزم و اراده پولادین خود دوباره بر میخیزند ،در حالی که مردان کوچک از دلهرهی زمین خوردن ،پیوسته زمین گیرند. مردان بزرگ، بگونه ای زندگی میکنند که شرمسار خود نباشند و اگر مرگ آنان فرارسیده باشد ایستاده میمیرند تا مرگ را شرمسار خود سازند در حالی که مردان کوچک تنها میمیرند و شرمندگی را برزبان جاری می سازند. مردان بزرگ، در سراندیشههایی شکوفا و بالنده میپرورانند و در مسیر تحقق آنها، سبکبال و استوار گام برمیدارند و عاقبت ﺗﺎرﻳـﺦ را ﺷﻜﻮه می بخشند. در حالی که مردان کوچک، تنها به شکست و پیامدهای ناشی از آن میاندیشند.
اگر خدا یاری نماید می توان اراده کرد ، اندیشه های شکوفا و بالنده در سر پرورانید و در مسیر تحقق آنها گام برداشته و لاجرم تاریخ را شکوه بخشید و مرگ را هم شرمسار خود ساخت.
نظر باینکه کمی بیشتر از یک قرن پیش مشروطه به عنوان نقطه عطف تغییر و وادار کردن هیات حاکمه به قبول اراده ملت و سرآغاز توزیع قدرت و قانونگذاری و حاکمیت از تهران شروع شد و در نیمه های راه با پا پس گذاشتن تهران و زمین گیر شدن مشروطه ،مردانی چون سردار ملی و سالار ملی در همین خطّه حرکت نیمه کاره تهران را به سرانجام رسانده و مشروطه را جلا دادند ،بیاری و توکل به خداوند اکنون بنده نیز از همین نقطه نامزدی خود برای شرکت در دهمین انتخابات ریاست جمهوری را اعلام می کنم تا در صورت حمایت ملت ایران در یک حرکت کاملا مدنی و با استفاده حداکثری از ظرفیت های حداقلی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آرمان های فراموش شده نخستین انقلاب و تغییرات و تمنیّات اصلاح طلبانه مردم ایران که در دولت های پیشین فلج و زمین گیر شده است را به سرمنزل مقصود برسانم.
شخصا بر این باورم که این آرزو زمانی رنگ واقعیت بخود خواهد گرفت که مردم عزم خود را برای اصلاح امور و انجام تغییرات اساسی جزم کرده و به حمایت از کسانی برخیزند که عمل و کارنامه آنها معرف عزم و توانمندی آنها برای ایجاد تغییرات دلخواه است و چه زیبا فرموده است که «ان الله لا یغیرّ مابقوم حتی یغیّروا ما بانفسهم»
